با سیمرغ زندگی کردم


خوشحالم پروژه‌ای که زمانی برایم خواب و خیال بود، آرام آرام به مرحله‌ی


اجرا نزدیک می‌شود. سه سال و هشت ماه زندگی با سیمرغ از بهترین


لحظه‌های زندگی من بود و زمانی‌که این مجموعه به پایان رسید، دلم برای


سیمرغ تنگ شد؛ چرا که مدام با قهرمان‌های شاهنامه زندگی کردم و روزها


و شب‌ها را با آنها گذراندم. امیدوارم نتیجه‌ی کاردراجراخوب باشدوبتواند


نظر بیننده را جلب کند.


برای ساخت قطعه‌ی سیمرغ سعی کردم ازبخش‌هایی ازشاهنامه استفاده کنم


که شرح داستان پهلوانی نباشد؛ چرا که گنجینه‌ی عظیم شاهنامه علاوه بر


داستان  پهلوان‌های ایرانی، اشاراتی عمیق  به حالات انسان  و  بخش‌های


مهمی از زندگی ازجمله زیبایی، انسانیت، رادمردی، عشق و یا حتی شور


بختی ذاتی انسان دارد.


من  بخش‌‌هایی از شاهنامه را انتخاب کرده‌ام  که به  روایت بخش‌های


مختلف زندگی انسان درتمام حالت‌ها بپردازد. در این اثر از مجموع۳۰۰


بیت، ۶۰ بیت را که ارتباط داستانی هماهنگی با یکدیگردارد، برای اجرا


به زبان موسیقی انتخاب کردم ودراین بین دوست عزیز،محسن بنایی،

فردوسی‌شناس،  کمک های شایسته‌ای را در چگونگی اجرای لحن‌ها در


بخش‌های مختلف موسیقی سیمرغ ارائه کرده است.

شاهنامه سرشار از تراژدی‌ست


موسیقی قطعه‌ی سیمرغ در۵پرده بانام‌های «زادن زال»، «سام و زال»،


«سیمرغ وزال»، «بازگشت زال»و«رودابه و زال» طراحی شده که بیان‌گر


مراحل مختلف زندگی این پهلوان افسانه‌ای‌ست.البته درآغاز، یک مقدمه


باعنوان دیباچه اجرامی‌شود که درمجموع شش پرده وحدود یک ساعت


موسیقی است.


شاهنامه‌ی فردوسی تصویر مجسمی از زندگی انسان وسرشارازتراژدی و


درام است وداستان زندگی زال ازجهت تراژدی بسیار شاخص است؛چراکه


داستان باآرزوی پدری برای بچه‌دارشدن آغازمی‌شود،ولی زمانی‌که فرزند


 به دنیامی‌آیدیک مشکل طبیعی دارد،یعنی آلبینوم است.به این معناکه انسان


ازبدوتولد با موهایی سفید به دنیا می‌آید.


اما سام آن‌قدر بی‌دانش و بی‌شناخت است که فکر می‌کند این پسر


اهریمن است ودستورمی‌دهد اورابه جنگل ببرندتاخوراک حیوانات شود!


کارکردن روی شعرفردوسی آرزوی من بود نخستین ابزاری که آهنگساز 


برای ایجاد تنوع درموسیقی به کارمی‌گیرد،رنگ سازهاست ودرمرحله‌ی


دیگرتغییروزن وپرده‌گردانی بسیارمهم است. شعرفردوسی به رنگین‌کمان


صوتی نیاز دارد،بنابراین تغییرات رنگ ووزن ناگزیربوده است.کارکردن


روی اشعار فردوسی همیشه آرزوی من بوده؛ ولی از آنجایی ‌که اشعار او


پیچیدگی خاص خود را دارد، انجام این کار مدتی به تعویق افتاد. چرا که


معتقدم اول باید جسارت کار کردن بر روی این اشعار را پیدا می‌کردم. از


سوی دیگر کار بر روی اشعار فردوسی برای آهنگسازی بسیار پیچیده


است؛ چراکه این اشعارهمگی از یک وزن « فعولن  فعولن  فعولن فعل » 


برخوردارندوچون موضوع کلام متنوع است، برای کارآهنگسازی هم باید


تنوع دراصوات ودروزن‌های گوناگون رعایت شود. بنابراین یافتن وزن


مناسب شعر فردوسی، کار آهنگسازی را بسیار پیچیده می‌کند.


از طرف دیگر شعر فردوسی توصیف درون نیست؛ بلکه توصیف برون و


لحظه است که به شکلی جاندار و عینی بیان می‌شود؛ و بر خلاف شاعران 


معنوی ‌پرداز  فارسی‌زبان  که همیشه از یک عشق الهی سخن می‌گویند،


اشعار فردوسی داستانی و افسانه‌گونه است و از این جهت نمی‌توان شعر


او را در کنار شعر شاعر  دیگری  نشاند. اگر آهنگساز کارش را با شعر


فردوسی شروع کند، باید با او هم تمام کند و همه‌ی این‌ها  کار بر روی


اشعار فردوسی را پیچیده می‌کند.


فردوسی در شاهنامه مدام در حال تعریف و توصیف است و نمی‌توان با


یک رنگ این اشعار را به زبان موسیقی بیان کرد؛ بنابراین به موسیقی


رنگارنگ نیاز است.


نمی‌توان با یک سه‌تار  اشعار  لحظه به لحظه‌ی فردوسی را خواند؛ چرا


که همواره از حس و حال شعر عقب خواهید ماند. من سعی کرده‌ام این


رنگارنگی را با ارکستر بزرگ سازهای ایرانی و تغییر پیاپی مقام‌های


موسیقی ایجاد کنم. به همین دلیل این قطعه در آغاز به‌خاطر داشتن حالت


حماسی با چهارگاه آغاز می‌شود؛ ولی بعد از شنیدن هشت دقیقه موسیقی


در بخش دیباچه، اولین کلمات در مایه‌ی همایون شنیده می‌شود و بعد از


همایون دوباره به چهارگاه وازچهارگاه به اصفهان و ازاصفهان به ماهور


و از ماهور دوباره به چهارگاه برمی‌گردد.


قسمت پایانی  این اثر که عاشقانه است درمایه‌ی شور و در دستگاه نوا


نواخته می‌شود.


«سیمرغ» اپرت نیست


اپرت نوعی از موسیقی آوازی است که نقش هر یک از شخصیت‌های


داستان را یک خواننده ایفا می‌کند واز زبان هریک ازخواننده‌ها دیالوگ


کاراکترها بیان می‌شود. شعر فردوسی ولی امکان اجرای اثر درقالب اپرت


را به  ما نمی‌دهد؛ چرا که شعر و کلام از زبان یک راوی شنیده می‌شود و


همین مسئله امکان ساختن این قطعه در فرم اپرت را به من نمی‌داد و به


همین دلیل عنوان اپرت برای این اثر مناسب نیست. فرم سیمرغ از درون


خود اثر است و ژانرآن هم موسیقی ملی‌ست.